اول اینکه نجیت باشد یعنی اینکه به جیب کاری نداشته باشد
دوم اینکه خانه دار باشد یعنی اینکه از خودش خونه داشته باشد
سوم اینکه مثل ماه باشد یعنی اینکه شب بیاد و صبح بره
طرف میگه نه اقا ما کتاب های تخیلی نماریم
انو نصف شبها بفرستید
برو پایین
.
.
.
.
هی پاشو
من smsنیستم
پاشو برو دستشوی تا کار دست خدت ندادی
میگه محمد ياش صلوات
نشناختمت
است.
یه روز یه زنه سه نفر و میاره تو خونه . بهشون میگه اگه کسی اومد
برید تو گونی . بعد شوهر زنه میرسه . اون سه تا میرن تو گونی . مرده
میاد یه لکد میزنه به گونی اول . صدای گردو در میاره . به دومی میزنه
صدای نون خشک میده . به سومی میزنه . صدایی نمیاد . دوباره میزنه
بازم صدا نمیده . چند بار دیگه میزنه . یاره شاکی میشه میاد بیرون
میگه : کره خر ، آرده ، آرد صدا نداره
واقعا که عجب روزگاریه !!!!
یکی خوابش سنگین میشه تخت میشکنه
بعد که از خواب میپره دستش میشکنه
فرداش از مرحله پرت میشه پاش هم میشکنه
میزنه به سرش سرش هم میشکنه
همون یارو خودش رو میزنه به اون راه گم میشه
کلی اعصابش خوردمیشه نوار خالی گوش میده
یه هو می خوره زمین تا خونه سینه خیز میره
یه روز میخوره به شیشه میگه عجب هوای سفتی
روز بعد میخوره به دیوار کمونه میکنه
فرداش باز میخوره به دیوار میگه ببخشید
پس فرداش باز میخوره به دیوار وای میسته پلیس بیاد
دوپینگ میکنه برا اینکه کسی نفهمه آخر میشه
میره تظاهرات می بینه شلوغه برمیگرده
میره لایه اوزون رو میدوزه میمونه اون ورش
میره پشت بوم می خوابه سردش میشه در پشت بوم رو میبنده
سوار اتوبوس میشه از یه دختره خوشش میاد پیاده میشه شماره اتوبوس رو ور میداره
بعد از این همه اتفاق بی هوا از خونه میره بیرون خفه میشه
زندگی سختی داشته ها نـــــــــــــــــه!؟





