تبليغاتX
سرگرمي
Home Email Archive Designer

يه بار ميخواستن يه لر رو شكنجه كنند شلوار استرچ پاش ميكنندبه يه لر ميگن:قرمز

چه رنگيه؟ميگه:بنفش ديدي؟آبيشه!يه بار يه اتوبوس لر داشته ميرفته تهران......

شب ميشه ويكی از مسافرا ميره جلو و به راننده ميگه:آقای راننده مگه نميبينی همه

مسافرا خوابن راننده ميگه آره مگه چيه؟خب بگو ببينم پس تو برای كی داری رانندگی

می‌كني؟!!

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:56 توسط مصطفي |


 

 

از ترکه می پرسن تا حالا ماشين هول دادی؟

ميگه نه ولی يه بار هول شدم٬ دادم.

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:54 توسط مصطفي |


ترکه سياه تنش کرده بود بهش ميگن چرا سياه تنت کردي؟مي گه اخه بابام مرده ميگه پس چره اينقدر پاره پارست؟! ميگه مگه ميزاش چالش کنيم
لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:51 توسط مصطفي |


يه روز تركه خالي ميبنده كه در چين متولد شده. ازش ميپرسند: تو كدوم خيابونش متولد شده ؟  ميگه تو خيابون شهيد بروسلي.
لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:51 توسط مصطفي |


يه روز تركه خالي ميبنده كه در چين متولد شده. ازش ميپرسند: تو كدوم خيابونش متولد شده ؟  ميگه تو خيابون شهيد بروسلي.
لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:50 توسط مصطفي |


تركه چربي و قند خون داشته ميره دكتر : دكتر بهش دارو ميده و ميگه هر روز بايد 4 كيلومتر بدوي شماره ميده و ميگه هر وقت مشكلي پيش آمد به من زنگ بزن:تركه مي ره بعد از يك دوهفته زنگ ميزنه ميگه آقاي دكتر رسيدم لب مرز نمذارن ادامه بدم چيكار كنم
لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:49 توسط مصطفي |


يه روز يه عنکبوته اکس مي خوره.جو زده مي شه يه قالي مي بافه!
لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:49 توسط مصطفي |


خرسي تو جنگل لري رو دنبال ميكنه لره ميره بالاي درخت هر چي منتظر
مي مونه خرسه نمي ره بعد از خرسه مي پرسه تو لري
خرسه ميگه:ما حيوناي جنگل همه لريم فقط يه خر داريم كه اونم تركه
لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:48 توسط مصطفي |


ترکه دفتر خاطراتش تموم میشه میندازتش دور
لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:38 توسط مصطفي |



 ترکه رو ميخوان اسگل کنند رو يه برگ چک مبلغ رو مينويسن خدا تومن . مي بينن ترکه داره گوني گوني از بانک پول مياره بيرون.تحقيق ميکنن ميبينن رييس بانک لره

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:26 توسط مصطفي |



 معلمه سر کلاس ميگه هرکس خنگه از جاش بلند بشه.يه شاگرده بلند ميشه ميگه : آقا بخدا ما خنگ نيستيم فقط خواستيم شما تنها نباشيد

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:25 توسط مصطفي |



ترکه داشته نوار خالي گوش ميداده و گريه ميکرده.ميپرسن چرا گريه ميکني.ميگه دلم به حال خواننده ميسوزه آخه بيچاره لال بوده

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:24 توسط مصطفي |


آن کس که تو را از دست داد، که را يافت

 و آن که ترا يافت که را از دست داد!

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:23 توسط مصطفي |



 ازدواج مثل توالت ميمونه : اونائي که داخلش هستن ميخان بيرون بيان و اونائي که بيرونن اين پا اون پا ميکنن برن تو

 

لينك مطلب | نوشته شده در جمعه 22 دی1385 ساعت 17:20 توسط مصطفي |